مقاله انواع حقوق

شنبه 16 بهمن 1395
مقاله انواع حقوق

مقاله تقسیم بندی حقوق

دانلود مقاله انواع حقوق

حقوق بازرگانی
حق به معنای امتیاز
تقسیم بندی حقوق
حقوق تجارت
حقوق عمومی
حقوق اساسی
حقوق بین المللی
حقوق بین المللی عمومی
حقوق بین المللی خصوصی
حقوق تجارت
دسته بندی پژوهش
فرمت فایل doc
حجم فایل 44 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 76

مقاله انواع حقوق

سر فصل مطالب اصلی:

حقوق بازرگانی:

حق به معنای امتیاز

تقسیم بندی حقوق

حقوق تجارت:

حقوق عمومی:

حقوق اساسی:

حقوق بین المللی:

- حقوق بین المللی عمومی:

- حقوق بین المللی خصوصی:

حقوق تجارت:

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: قسمتهایی از متن:

«امید در تابلو طبیعت»

سعی می کنیم سرسبزی و طراوت را از بهار (کودکی)، گرمی و حرارت را از تابستان (جوانی)، ایثار و بخشندگی را از پاییز (میانسالی)، مقاومت و ایستادگی را از زمستان بیاموزیم (کهولت).

عشق ها پیغمبر زیباییند                 روح خاق در وجود هستی اند.

حقوق بازرگانی:

حقوق کلمة عربی است و جمع می باشد و مفرد آن حق است. حق به معنای برابری ، واقعیت درستی، عدل و امتیاز بیان شده است. در معنای اصطلاحی حقوقدانان نسبت به کلمة حق تعابیر و معانی مختلفی را ارئه و بیان کرده اند که از جملة آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد.

حق به معنای امتیاز

اکثر حقوقدانان حق را به معنای امتیاز دانسته اند یعنی آنکه حق وجود عینی و ملموس ندارد بلکه امتیاز است که قانونگذار به افراد داده است تا با تکیه بر آن بتوانند مطالبة حق خود را از دیگری بنماید. در این وضعیت قانون حق را ایجاد می کند و دارندة حق را مشخص نموده و متعهد به ادای حق را مکلف به انجام تعهد می کند. چنانچه ملاحظه می کنید حق در بیرون وجود خارجی ندارد و اگر قانونگذار سایة حمایت خود را از آن بردارد چیزی به عنوان حق شناخته نخواهد شد. برخی دیگر از حقوقدانان نظر دارند که حق دارای وجود خارجی است و قانونگذار ضخامت اجرای حق را عهده دار گردیده است یعنی آنکه حق برای کسی شناخته می شود و قانون از حق مذکور حمایت کرده و متعهد را مکلف به انجام حق می کند چنانچه ملاحظه می کنید در این وضعیت قانون وسیلة اجرای حق می باشد. بدون آنکه موجد حق به شمار آید. ....

...

حقوق تجارت:

مادة یک قانون تجارت در تعریف تاجر می گوید تاجر کسی است که شغل معمولی او معاملات تجاری باشد چنانچه ملاحظه می کنید در این تعریف تاجر از نظر شخصی معرفی شده است و معاملات تجاری تابعی است از شخصیت تاجر یعنی آنکه اگر معاملات مذکور را افراد دیگری به جز تاجر انجام دهند تجاری شناخته نخواهد شد در عریف مذکور نکات زیر قابل توجه است.

1- شغل معمولی:

 شغل معمولی عبارت است از شغلی که به طور مکرر و مستمر شخصی به آن مبادرت ورزد و این امر در طول زمان نسبتاً موید باشد که مردم او را شاغل آن شغل بشناسند بدین ترتیب ضابطة تشخیص تاجر انجام امور تجاری به نحو مکرر است. اگر فردی یک یا چند بار اتفاقاً به معاملات تجاری بپردازد تاجر شناخته نخواهد شد.

2- با توجه به آنچه در فوق گفته شد مشخص می شود معملات اتفاقی تجاری از شمول تعریف مذکور خروج موضوعی دارد و از این جهت عنوان معملات تجاری پیدا نمی کند. و نیز قانون به تعریف شخصی از اعمال تجاری پرداخته است.

معاملات تجاری:

در مادة 2 قانون تجارت قانون گذار از تعریف شخصی تاجر چشم پوشی کرده و به معاملات تجاری توجه کرده است که در این تعریف به تعریف موضوعی پرداخته و موضوعاتی را که مشمول موضوعات تجاری می باشند طی 10 برگ اعلام و معرفی کرده است و هر کسی که معملات مذکور را انجام بدهد صرف نظر از آنکه مشمول تعریف تاجر در مادة یک باشد و یا نباشد عمل او جنبة تجاری پیدا می کند. و در بند یک چنین می گوید: خرید و یا تحصیل مال منقول به قصد فروش یا اجاره اعم از آنکه تصرفی در آن شده یا نشده باشد. به طوریکه در این تعریف مشخص شده است بین خرید و تحصیل تفاوت قائل شده است بدین توضیح که در خرید هانطوریکه می دانید فوشنده مالکیت کالا را از خود سلب وضع نموده و آن را خریدار منتقل می نماید و برعکس خریدار مالکیت بها و قیمت را که از نظر حقوقی به عنوان گهن نامیده می شود از خود سلب و به فروشنده منتقل می کند. در این وضعیت ارادة طرفین در نقل و انتقال مؤثر بوده و جای خریدار با فروشنده در مالکیت مبیع و کالا جایشان عوض شده و انتقال تحقق یافته است. در حالیکه در تحصیل ممکن است از طرق دیگر مال به دست آمده باشد. مانند آنکه کسی از طریق ارث مالک ملی شده باشد و یا اینکه مالی به او بخشیده شده باشد. بنابر این مالکیت از راه تحصیل عام است سنت به مالکیتی که از طریق خرید به دست آمده باشد.

مطلب دیگری که در این تعریف قابل ذکر است منقول بودن مال است وقتی گفته می شود مال منقول در مقابل آن مال غیر منقول تصور می شود. مال منقول عبارت است از مالی که حمل و جابجایی آن از محلی به محل دیگر به سهولت و آسانی امکان پذیر باشد. مانند اتومبیل و یا خودکاری که شما با آن مشغول نوشتن هستید مال غیر منقول عبارت است از مالی که حمل و جابجایی آن از جایی به جایی امکان پذیر نباشد و یا موجب خرابی مال و یا محل مال گردد که از این جهت مال غیر منقول را به سه دسته تقسیم کرده اند.

1-   غیر منقول ذاتی مانند زمین

2-   غیر منقولی که به واسطه عمل انسانی غیر منقول گردیده است مانند ساختمان

3- غیر منقولی که در اصل منقول اس ولی حمل آن از محل نصب موجب خرابی محل می گردد مانند لوله های آبی که از در ساختمان مورد استفاده قرار گرفته

در قانون تجارت انتقال مال منقول تجاری محسوب می شود و انتقال مال غیر منقول غیر تجاری است. مطلب دیگری که در این تعرف قابل ذکر است آنکه در هنگام خرید یا تحصیل مال خریدار یا تحصیل کننده باید قصد انتقال مال مذکور را داشته باشد یعنی آنکه به منظور به منظور اسفادة شخصی مال مورد بحث را خریداری یا تحصیل نکرده باشد برای آنکه هدف از قانون تجارت گردش سرمایه است و گردش سرمایه تابعی از گردش مال است و مال نیز باید منقول باشد تا به سهولت نقل و انتقال آن مقدور و ممکن باشد. مطلب دیگری که در این تعریف چشم می خورد آن است که خریدار مال خریداری شده را و یا تحصیل شده را بفروشد و یا اجاره دهد در خصوص فروش همانطوری که دانستید انتقال قطعی تحقق پیدا می کند و مالکیت مال از دست مالک خارج می شود ولی در اجاره مالکیت مال برای مالک باقی مانده ولی منافع برای مدت معین از دست مالک خارج می شود. ...

....

دانلود مقاله انواع حقوق

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.