فهرست مطالب :
صفحه :
ـ جوان و تربیت .............................. 1
ـ جوان و تعالی شخصیت ........................ 3
شیوه ها و راه کار ها ............. 5
ـ جوان و جستجوی هویت ......................... 6
مفهوم بحران هویت ................. 7
زمینه ها پیدای بحران هویت ........ 7
راه کارها و پیشنهاد ها ............ 8
ـ جوان و نیازهای روحی ..................... 10
چگونه نیاز ها ی جوان را بشناسیم .. 10
نیاز ها ی اساسی جوان ............. 11
ـ جوان و سلامت روان ........................ 13
ـ جوان و هدف زندگی ........................ 15
هدفداری و آثار آن ................. 16
نقش ما و هدفداری جوانان ............. 17
ـ جوان و دوستی ............................ 18
معیار ها ی انتخا ب دوست ........... 19
ــ جوان و آزاد ی .......................... 20
آزاد ی مثبت و منفی .......... 21
آزادی درونی و بیرونی .......... 21
پیشنهاد هایی در خصوص آزادی جوانان 22
ـ جوان و سازگار ی.................... 23
ـ جوان و ابزار وجود ............. 26
پیشنهاد هایی برای تامین ابزار وجود جوانان 27
ـ جوان و ارتباطات انسانی ................. 29
ـ جوان و اعتماد به نفس ................ 31
شیوه ها ی ایجاد و تقویت اعتماد به نفس 33
ـ جوان و تهاجم فرهنگی ................... 34
ـ جوان و خویشتنداری ..................... 37
ـ جوان و مدیریت زمان ................... 41
ـ جوان و مقبولیت زمان ................... 43
منابع :
==================
بخشهایی از متن:
مقدمه:
نگاهی هرچند سطحی به وضع کودکان و نوجوانان و حتی بزرگسالان در جامعه ما ,
و نیز بسیاری از نقاط جهان , ما را با مسائل و دشواریهای عظیمی در زمینه
روابط اخلاق انسانی , که ناشی از روشهای غلط تربیت است , آشنا می کند .
بلایی عظیم متوجه جامعه بشری است . بلایی که غفلت از آن به قیمت شرف انسانی
و فنای اخلاق تمام میشود .
وضع روابط در سطح جهانی آن چنان بحرانی است که اگر مدعی شویم در این زمینه
با آفتی بزرگ مواجهیم , گزاف نگفته ایم . انحرافات , کج رویها ,
ناسازگاریها , انحطاطهای اخلاقی در سطح وسیع صورت مسلم و قطعی پیدا کرده و
روزگار حال و آینده نسل کنونی و بعدی را به خطر افکنده است .
...
جوان و ابراز وجود
« به استعداد خودت ایمان داشته باش، همانطور که به خدا ایمان داری . روح
تو پارهای ازآن« واحد » بزرگ است نیروهایی که در تو هست، مانند دریای عمیق
و بیپایان است.»
ویلکو
« هیچ راهی، بهتر از آنکه به مشکلات منتهی میگردد، انسان را به سرمنزل
احتیاط و مآلاندیشی نمیرساند، دست توانای مصائب بهتر از انگشتان نیکبختی و
اقبال، هر خطا و اشتباهی را به انسان نشان میدهد.»
دانیال
از مناسبات انسانی جوانان در زندگی، رابطه آنان با خویشتن خود میباشد. و
چگونگی این رابطه برارتباطات آنان با جامعه ، خانواده، خدا و هستی، نیز
اثری تعیین کننده دارد. رابطه جوان و خویشتن در چند مقوله فرعیتر به طور
دقیق اینگونه تبیین میشود: (درک) کشف خود ، پذیرش خود ، علاقه به خود(حب
ذات) و ابراز خود (ابراز وجود اثبات ذات) با این توضیح که جوان، ابتدا درصد
کشف ظرفیتهای پنهان خویش برمیآید تا بتواند خود را درک کند و این امر،
علاوه برمهارتهای خودشناسی، در پرتو معاشرت سازنده با دیگران، حاصل میشود
.پس از آن جوان، موجودیت خویش اعم از قابلیتها و نارساییهایش را میپذیرد و
اصطلاحاً با واقعیات سازگار میشود و در مرحله بعد: علاقه به خویشتن، از
راه میرسد که این علاقه در همه اشخاص، ضرورتاً، درحدی معتدل، تنظیم
نمیشود بلکه بعضاً حالت افراط یا تفریط نیز به خود میگیرد . و در نهایت
پس از وصول به این مرحله، موقعیت مناسبی برای ابراز خود یا « ابراز وجود»
مهیا میشود.
آثار برجسته که در پرتو ابراز وجود، حاصل میشود عمدتاً عبارتند از : خود
شکوفایی (تحقق خویشتن)، تأمین یک نیاز اساسی روانی، مساعدت در جهت سلامت
روحی، تقویت حس خوشبینی، پرورش اعتماد به نفس و بهبود مناسبات انسانی با
دیگران، که البته هر یک از مفاهیم مذکور، نیاز بیشتری به توضیح و تبیین
دارد که از عهده این بحث خارج است و صرفاً به ذکرآثار اکتفا میشود .