فهرست مطالب :
فصل اول :
تعریف سازمان ....................... 1
انواع سازمان ....................... 1
ترکیب سازمانی ...................... 2
نظریه های سازمانی .................. 3
نظریه سازمان رسمی .................. 3
ویژگیهای بوروکراسی ................. 4
نوع شناسی اقتدار ................... 5
نظریه تیلور......................... 6
نظریه هانری فایول................... 7
اهداف سازمان ها..................... 8
اهمیت مطالعه سازمان ................ 10
فصل دوم :
ساخت و نظام آموزش و پرورش .......... 11
تالکوت پارسونز...................... 15
عناصر اولیه نظام پارسونزی........... 16
نظام ها و محیط ها .................. 19
چه نوع نظام هایی وجود دارد ......... 26
روابط سیبرنتیک میان چهار جزء نظام کل 31
تکامل اجتماعی ...................... 35
تحقیق در انواع اجتماعات و جوامع .... 40
نظریه کنش پارسونز................... 41
واحد کنشی .......................... 42
اشکالات نظریه کنش پارسونز ........... 44
کارهای اخید در زمینه نظریه کنش ..... 46
مسائل کارکردی سازمان ها ............ 47
محدودیت های نظریه سیستمی پارسونز.... 52
کتابنامه............................ 55
بخشهایی از متن:
فصل اول
تعریف سازمان:
سازمان عبارت از یک رشته منظم و عقلایی است که بین افرادی که وظایف
پیچیده و متعددی را انجام می دهند، و کثرت تعداد آنان به قدری است که نمی
توانند با هم در تماس نزدیک باشند، به منظور تامین هدف های مشترک خاص
برقرار می گردد[1].
سازمان عبارت است از مراحل تشخیص و گروه بندی فعالیت ها، تعیین و تفویض
اختیار و مسئولیت ها و برقراری ارتباط بین افراد به منظور حسن انجام کار،
به طوری که هدف یا هدف های مورد نظر در حد مطلوب تحقق یابند[2].
«تعریف سازمان از نظر بارنارد»: یک سیستم فعالیتها یا نیروهای خودآگاه و
هماهنگ شخصی یا یک سیستم فعالیت های وابسته به هم می باشد[3].
1- اقتداری، علی محمّد، سازمان و مدیریت ص 104
2- کاظم، محمد، مدیران فهیم و مفاهیم اساسی ص 258
3- عباس زادگان، سید محمد، مکاتب و مبانی مدیریت ص 149
...
اشکالات نظریة کنش پارسونز[1]
هدف بخشی وسیعی از کارهای پارسونز، تلفیق مفهوم کنش و ساختار بوده است
برخی این کار او را ستودند، ولی برخی دیگر، آن را نوعی خلط مبحث و سردرگمی
می انگارند. این منتقدان استدلال می کنند که پارسونز کارش را درکتاب ساختار
کنش اجتماعی به عنوان یک نظریه پرداز کنش در سطح خود آغاز می کند، اما بیش
از آن که این اثر پایان بگیرد، و با گذشت سالیان، بیش از پیش در جهت نظریة
ساختاری – کارکردی در سطح کلان می افتد. در نتیجة ناتوانی پارسونز در رها
کردن مواضع نظری پیشین خود و یا بر اثر عدم توفیق شایستة آن مواضع با مواضع
جدید تر کار او دچار نوعی سردرگمی شده است. در همان پیشگفتار چاپ دوم کتاب
ساختار کنش اجتماعی پارسونز می گوید که:
از تحلیل ساختار کنش اجتماعی به معنای مطلق آن، به تحلیل ساختاری –
کارکردی نظامهای اجتماعی تغییر موضع داده است البته خود این نظامها در
تحلیل نهایی، همان نظام های کنش اجتماعی اند، اما ساختار چنین نظام هایی در
صورت جدیدتر آن، مستقیما بر حسب کنش مورد بررسی قرار نمی گیرد، بلکه به
عنوان الگوهای نهادمند در نظر گرفته می شوند. (پارسونز، 1949)
[1] - همان جا ، ص 532